تامپونفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهتکۀ کوچکی از پارچه، پنبه، یا اسفنج که برای جلوگیری از خونریزی، یا جذب ترشحات، داخل حفرههای بدن فرو میکنند.
تامپونلغتنامه دهخداتامپون . [ پُن ْ ] (فرانسوی ، اِ) مأخوذ از تانپون فرانسه که در فارسی امروز در امور پزشکی متداول شده است و اصل آن گرفتن رخنه ای با چوب و سنگ و آهن و جز اینها اس
تامسونلغتنامه دهخداتامسون . [ س ُ ] (اِخ ) رجینالد کامپبل (1876-1941 م .). باستان شناس انگلیسی که در سالهای 1904، 1927، 1930 و 1931 م . ریاست هیئت حفاری «بریتیش میوزیوم » را در «ن