تامن ارنلغتنامه دهخداتامن ارن . [ ن َ اَ رُ ن َ ] (اِخ ) یکی از انهار (بیاه ) در غرب لوهاور. (ماللهند ص 129 س 9).
اسپی تامنلغتنامه دهخدااسپی تامن . [ اِ م ِ ] (اِخ ) سردار ایرانی که سِلُکوس دختر وی را بزنی کرد و بنام این سلسله ٔ سلوکیان بعدها سلسله ٔ مقدونی و ایرانی بشمار رفت ، چه اعقاب سلکوس از
سپی تامنلغتنامه دهخداسپی تامن .[ سْپی / س ِ م ِ ] (اِخ ) سردار ایرانی که دختر او را سلکوس سردار اسکندر بزنی گرفت . سلسله ٔ سلوکی از این خانواده میباشند. رجوع به ایران باستان ص 1693،
تامن ارنلغتنامه دهخداتامن ارن . [ ن َ اَ رُ ن َ ] (اِخ ) یکی از انهار (بیاه ) در غرب لوهاور. (ماللهند ص 129 س 9).
اسپی تامنلغتنامه دهخدااسپی تامن . [ اِ م ِ ] (اِخ ) سردار ایرانی که سِلُکوس دختر وی را بزنی کرد و بنام این سلسله ٔ سلوکیان بعدها سلسله ٔ مقدونی و ایرانی بشمار رفت ، چه اعقاب سلکوس از
سپی تامنلغتنامه دهخداسپی تامن .[ سْپی / س ِ م ِ ] (اِخ ) سردار ایرانی که دختر او را سلکوس سردار اسکندر بزنی گرفت . سلسله ٔ سلوکی از این خانواده میباشند. رجوع به ایران باستان ص 1693،
کلی تامنسترالغتنامه دهخداکلی تامنسترا. [ کْلی / ک ِ ن ِ ] (اِخ ) زن آگاممنن و مادر ارستس و الکتروایفی ژینا بود که هنگام محاصره ٔ ترژا (تروا) با اژیست نامی همدست شد و شوی خویش را پس از م
ارستلغتنامه دهخداارست . [ اُ رِ ] (اِخ ) پسر آگاممنن و کلی تامنسترا. چون کلی تامنسترا آگاممنن را بکشت ، ارست را خواهر وی الکتر از وطن دور کرد تا آنگاه که بزرگ شود، به انتقام پدر