تالارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فضای عام ، سرسرا، دالان، هال، تالار ورودی، سردر، راهرو، لابی، کریدور بهارخواب، بالکن، ایوان، تراس، ایوانک، ایوانگاه، رواق، راه ورودی، آستانه راهرو سرپوش
سراچۀ پذیراییhospitality suiteواژههای مصوب فرهنگستانتالار یا اتاق پذیرایی ویژۀ برگزاری گردهماییهای کاری و مراسم و همایشها
سالنفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهتالار بزرگ برای پذیرایی یا نشان دادن فیلم یا آثار هنری یا تئاتر یا کنسرت؛ اتاق بزرگ.
میهمان خانلغتنامه دهخدامیهمان خان . (اِ مرکب ) میهمان خانه . مهمانخانه . مضیف . ضیافتگاه . تالار و محل پذیرایی از مهمان : بوی شاد یک هفته مهمان من بیارایی این میهمان خان من . اسدی .و
پخت سرِ میزcart serviceواژههای مصوب فرهنگستانشیوهای از پذیرایی که در آن میزبان غذا را در تالار در کنار میز مهمانان آماده و عرضه میکند
پذیرایی تعارفیplatter serviceواژههای مصوب فرهنگستانشیوهای از پذیرایی که در آن پیشخدمت دیسهای پر از غذای آماده را به تالار میبرد و به مهمانان تعارف میکند و در صورت اعلام تمایل ایشان غذا را برای آنها میکشد