تاقدیسفرهنگ انتشارات معین(اِمر.) = طاقدیس : 1 - مانند تاق ، به شکل تاق . 2 - در دانش زمین شناسی به چین - خوردگی های تاق مانند زمین گفته می شود. 3 - تخت تاقدیس ، نام تخت خسروپرویز که ا
تاقدیسلغتنامه دهخداتاقدیس . (اِ مرکب ) فرهنگستان این کلمه را بجای چین خوردگی زمین که بشکل طاق است ، انتخاب کرده است . || طاقدیس . (به همه ٔ معانی ) رجوع به طاقدیس شود.
تاقدیسفرهنگ انتشارات معین(اِمر.) = طاقدیس : 1 - مانند تاق ، به شکل تاق . 2 - در دانش زمین شناسی به چین - خوردگی های تاق مانند زمین گفته می شود. 3 - تخت تاقدیس ، نام تخت خسروپرویز که ا
تاقدیسلغتنامه دهخداتاقدیس . (اِ مرکب ) فرهنگستان این کلمه را بجای چین خوردگی زمین که بشکل طاق است ، انتخاب کرده است . || طاقدیس . (به همه ٔ معانی ) رجوع به طاقدیس شود.
تقدیسیلغتنامه دهخداتقدیسی . [ ت َ ] (ص نسبی ) منسوب به تقدیس . پاک و منزه . پاکیزه و مطهر : جبرئیل آمد روح همه تقدیسی کردم آبستن چون مریم بر عیسی . منوچهری .رجوع به تقدیس شود.