تافتونیلغتنامه دهخداتافتونی . (ص نسبی ، اِ) جایی که در آن نان «تافتان » و «تافتون » پزند و فروشند. رجوع به تافتان و تافتان پز و تافتان پزی شود. || نامی است که باغبانها بقسمی از تیر
گل تافتونیلغتنامه دهخداگل تافتونی . [ گ ُ ل ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) از تیره ٔ کاکتوس هاست . یکی از گونه های گیاه کاکتوس است . انجیر بربری . (از فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به گیاه
تافتونیلغتنامه دهخداتافتونی . (ص نسبی ، اِ) جایی که در آن نان «تافتان » و «تافتون » پزند و فروشند. رجوع به تافتان و تافتان پز و تافتان پزی شود. || نامی است که باغبانها بقسمی از تیر
گل تافتونیلغتنامه دهخداگل تافتونی . [ گ ُ ل ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) از تیره ٔ کاکتوس هاست . یکی از گونه های گیاه کاکتوس است . انجیر بربری . (از فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به گیاه
نون،نان(گونه ها)گویش تهرانیبربری، تافتون، سنگک، مشهدی، لواش، پنجه کش،کماج،ساج،روغنی، قندی،شیری، زنجبیلی، پادرازی، خشکه، دو تنوره، شیرمال، توتک، فطیر (بدون خمیرمایه)، یوخه،برنجی،خرمایی
بربریفرهنگ انتشارات معین(بَ بَ) ( اِ.) نوعی نان ایرانی گرد یا بیضی کلفت تر از تافتون با رویة معمولاً شیاردار.