25 فرهنگ

1122 مدخل


تاسیس

ta'sis

۱. بنا نهادن سازمان، اداره، حکومت، مکتب، نظریه و غیره؛ استوار کردن؛ بنیاد کردن؛ پی افکندن؛ پایه‌گذاری.
۲. (ادبی) در قافیه، الفی که میان آن و حرف رَوی یک حرف متحرک باشد، مثل الف موجود در کلمات «جاهل» و «حامل». رعایت این حرف در قافیه واجب نیست و کلمۀ جاهل یا حامل را با دل می‌توان قافیه کرد.
۳. [مقابلِ تٲکید] (ادبی) در معانی، آوردن کلمه‌ای که غیر از معنی کلمۀ اول افادۀ معنی تازه‌ای می‌کند.

راه اندازی، بنیان گذار

۱. احداث، ایجاد، بنیان، بنیانگذاری، پیریزی، تشکیل، شالودهگذاری، وضع
۲. احداث کردن، بنیاد کردن، بنیادگذاشتن، پیریزی کردن، دایر کردن، بنیان نهادن ≠ تخریب

constitution, erection, formation, foundation