تاسولغتنامه دهخداتاسو. [ س ُ ] (اِخ ) طاشو. یکی از جزایر دریای سفید، از توابع دولت عثمانی و نزدیک ساحل روم شرقی بود. طولش از شمال به جنوب 28هزار گزو عرضش 20هزار گز است . زمینش ک
تاسوکیلغتنامه دهخداتاسوکی . (اِخ ) محلی کنار دوراهی حرمک به زابل میان گردی چاه و شهرسوخته در 37500 گزی دوراهی حرمک واقع است .
تاسوکیلغتنامه دهخداتاسوکی . (اِخ ) محلی کنار دوراهی حرمک به زابل میان گردی چاه و شهرسوخته در 37500 گزی دوراهی حرمک واقع است .
تاسوعالغتنامه دهخداتاسوعا. (ع اِ) روز نهم محرم . (آنندراج ) (فرهنگ نظام ) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). مولد است . (منتهی الارب ).
تاسوره جانلغتنامه دهخداتاسوره جان . [ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میان دربند بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان ، در 28هزارگزی باختر کرمانشاه قرار دارد. از راه سرآب خشکه در 2 هزارگزی میان
تاسومةلغتنامه دهخداتاسومة. [ م َ ] (ع اِ) نوعی کفش صندل . کفش راحتی . ج ، تواسیم . (دزی ج 1 صص 138-139). نعلین . (ناظم الاطباء). بغدادیان نعلی را گویند که دوالها بر آن دوخته باشند