تازیکلغتنامه دهخداتازیک . (ص ، اِ) تاجیک . (برهان ) (شرفنامه ٔ منیری ) (ناظم الاطباء). تاژیک . (برهان ) (شرفنامه ٔ منیری ). غیرعرب وترک . (برهان ) (شرفنامه ٔ منیری ) (آنندراج ) (
تازیکولغتنامه دهخداتازیکو. (اِخ ) شمس الدین محمدبن مالک ...، از امراء ملوک فارس و معاصر شیخ سعدی . رجوع به سبک شناسی بهار ج 3 ص 123 و 124 و سعدی نامه ص 755 شود.
تاریکفرهنگ مترادف و متضاد۱. تار، تیره، داج، دیجور، سیاه، ظلمانی، ظلمتآلوده، ظلمتزده، قیرگون، کمرنگ، لیل، مظلم ۲. مبهم، ابهامآلود، غیرشفاف ≠ روشن ۳. مشکل، غامض، پیچیده ۴. آشفته، مغشوش، ن
تاریک کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. تار کردن، تیره کردن، ظلمانی کردن ≠ روشن کردن ۲. مبهم ساختن ۳. بغرنج کردن، پیچیده کردن
تازیکولغتنامه دهخداتازیکو. (اِخ ) شمس الدین محمدبن مالک ...، از امراء ملوک فارس و معاصر شیخ سعدی . رجوع به سبک شناسی بهار ج 3 ص 123 و 124 و سعدی نامه ص 755 شود.
تازکلغتنامه دهخداتازک . [ زِ ] (اِ) مخفف تازیک . (برهان ) (فرهنگ جهانگیری ) (انجمن آرا) (فرهنگ نظام ) : کیست از تازک و از ترک درین صدر بزرگ ؟ ابوحنیفه (از تاریخ بیهقی چ ادیب ص 3
داجیکلغتنامه دهخداداجیک . (اِ) صورتی از تاجیک ، تازیک ، تازی و مراد از آن اعراب و کشور آنان است . (ایران باستان ج 3 ص 2592 و 2596). اما این قول براساسی نیست و تاجیک ایرانی تبار ف