تازه واردلغتنامه دهخداتازه وارد.[ زَ / زِ رِ ] (ص مرکب ) کسی که تازه ورود کرده باشد و بتازگی آمده باشد. (ناظم الاطباء). جدیدالورود.
re-entrantدیکشنری انگلیسی به فارسیتازه وارد، چند دخولی، بازگذشتی، درون رو، دوباره داخل شونده، متوجه بسمت داخل
freshmenدیکشنری انگلیسی به فارسیتازه واردان، دانشجوی سال اول دانشکده، جدید الورود، نوچه، تازه کار، تازهکار ناازموده، مبتدی