تاریک دانلغتنامه دهخداتاریک دان . (اِ مرکب ) مکان تاریکی از عالم روشن ... (آنندراج ). جای بسیار تاریک . مکان تیره و تار : شب خدنگ ناله ای بر آسمان انداختم بی نشان تیری به آن تاریکدان
تاریکانلغتنامه دهخداتاریکان . (اِ مرکب ، ق مرکب ). (از: تاریک + «َان »، پسوند زمان ) مانند: بامدادان ، صبحگاهان ، سحرگاهان ، چاشتگاهان ) بهنگام تاریکی . (ترجمه ٔ دیاتسارون ص 364) ر
تاریکخانهلغتنامه دهخداتاریکخانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) اطاق مخصوصی که عکاس با چراغ کم نور فیلم و شیشه را می شوید. (فرهنگ نظام ). اطاق تاریک برای ظاهر کردن عکس .