تاریخفرهنگ مترادف و متضاد۱. تاریخچه، تذکره، سرگذشت، وقایع ۲. خداینامه، شاهنامه، سیرالملوک ۳. سابقه ۴. زمان، مورخه، وقت، زمان وقوع ۵. کتاب رویدادهای گذشته، تاریخنامه ۶. تقویم، گاهشماری ۷
تاریخفرهنگ انتشارات معین[ ع . ] 1 - (مص م .) زمان چیزی را معین کردن . 2 - (اِ.) عددی که زمان را نشان بدهد. 3 - سرگذشت ها و حوادث پیشینیان . ج . تواریخ . ؛ ~ باستان (قدیم ) دربارة ادوا
تاریخفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. زمان وقوع یک امر یا حادثه: در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۵۹.۲. دانش ثبت و شرح وقایع و سرگذشت پیشینیان: معلم تاریخ.۳. دوره و زمان معین و معلوم: تاریخ صفویان.۴. نوشته و
شاملغتنامه دهخداشام . (اِخ ) نام مملکتی است که در گذشته شامل اردن و سوریه و لبنان و فلسطین بود و درباره ٔ وجه تسمیه و تاریخ جغرافیایی آن لغویان و جغرافی نویسان و مورخان اقوالی
کریستف کلمبلغتنامه دهخداکریستف کلمب . [ ک ِ ت ُ ک ُ ل ُ ] (اِخ ) از دریانوردان ایتالیائی است . در سال 1436م . در ژن متولد شد. پدرش موسوم به دومی نیگ کلمب نساج بود، پس از آن به تجارت نو
نصرآبادلغتنامه دهخدانصرآباد. [ ن َ ] (اِخ ) دهستانی است در بخش مرکزی شهرستان قصرشیرین . قرای این دهستان در ساحل جنوبی رودخانه ٔ الوند، قسمتی در علیای قصرشیرین و قسمتی در سفلی واقع
الوارجانلغتنامه دهخداالوارجان . [ اَل ْ ] (اِخ ) در تاریخ قم یکی از دیههای «جاست » بشمار آمده و در نسخه بدل الرازجان ذکر شده است . شاید همان «رازقان » باشد که در فرهنگ جغرافیایی ایر
ایلهواژهنامه آزادبیت المقدس به روایت تاریخ سیستان ایله . [ ل ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مشهدریزه میان ولایت باخرز بخش طیبات شهرستان مشهد، دارای 250 تن سکنه . آب آن از قنات ، م