تاریخفرهنگ مترادف و متضاد۱. تاریخچه، تذکره، سرگذشت، وقایع ۲. خداینامه، شاهنامه، سیرالملوک ۳. سابقه ۴. زمان، مورخه، وقت، زمان وقوع ۵. کتاب رویدادهای گذشته، تاریخنامه ۶. تقویم، گاهشماری ۷
تاریخفرهنگ انتشارات معین[ ع . ] 1 - (مص م .) زمان چیزی را معین کردن . 2 - (اِ.) عددی که زمان را نشان بدهد. 3 - سرگذشت ها و حوادث پیشینیان . ج . تواریخ . ؛ ~ باستان (قدیم ) دربارة ادوا
تاریخفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. زمان وقوع یک امر یا حادثه: در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۵۹.۲. دانش ثبت و شرح وقایع و سرگذشت پیشینیان: معلم تاریخ.۳. دوره و زمان معین و معلوم: تاریخ صفویان.۴. نوشته و
دگرتاریخallohistoryواژههای مصوب فرهنگستانتاریخی که احتمال وقوع آن وجود داشته، اما به هر دلیل به وقوع نپیوسته است متـ . تاریخ بدیل alternative history
بدیلیانلغتنامه دهخدابدیلیان .[ ب َ ] (اِخ ) نام دو خاندان است ، نخستین از اولاد بدیل بن ورقاء خزاعی و دیگری از اولاد بدیل بن محمدبن اسدحرشی ، چند فاضل و دانشمند از این دو خاندان بر
جرجانیلغتنامه دهخداجرجانی . [ ج ُ ] (اِخ ) بدیل بن محمد زاهد. از روات بود. گویند: حسن بن زید او را بقتل رسانده قبر او در قصر شهریار معروف زیارتگاه مردم است . (از تاریخ جرجان ابوال
اسماعیللغتنامه دهخدااسماعیل . [ اِ ] (اِخ ) ابن علی بن رَزین بن عثمان بن عبدالرحمان بن عبداﷲبن بُدیَل بن وَرقاء خزاعی مکنی بابوالقاسم . شیخ طوسی او را در عداد محدثین که از امامان ن
خاقانیلغتنامه دهخداخاقانی . (اِخ ) افضل الدین بدیل ابراهیم بن علی خاقانی حقایقی شَروانی ملقب به حسان العجم یکی از بزرگترین شاعران و از فحول بلغای ایران است . لقب حسّان ُالعَجَم را