تارتودfibroma, fibroid, fibroid tumorواژههای مصوب فرهنگستانتودینهای که عمدتاً از بافت همبند کاملاً نمویافته یا لیفی تشکیل شده است
تارتود استخوانیossifying fibroma, ossifying fibroma of boneواژههای مصوب فرهنگستانتودینهای خوشخیم و کندرشد در بخشهای مرکزی استخوان، معمولاً در فک، متشکل از بافت همبند الیافی که در درون آن استخوان شکل میگیرد
تارتود استخوانیساروجیcemento-ossifying fibromaواژههای مصوب فرهنگستانتارتود استخوانی حاصل از آهکیشدگی ساروجی کروی
تارتود پیراانبانکیperifollicular fibromaواژههای مصوب فرهنگستانتارتود خوشخیم تشکیلشده از یک یا چند ضایعۀ انبانکی کمرویشی کوچک و به رنگ گوشت
تارتود استخوانیساروجیcemento-ossifying fibromaواژههای مصوب فرهنگستانتارتود استخوانی حاصل از آهکیشدگی ساروجی کروی