تاراسلغتنامه دهخداتاراس . ( ) زیردست و تابع خود ساختن . رام گردانیدن انسان و حیوان . (برهان ) (آنندراج ).
تاراسالغتنامه دهخداتاراسا. [ تارْ را ] (اِخ ) یکی از شهرهای اسپانیا در «کتلونیه » ، در ایالت «برشلونه » (بارسلون )، 31000 تن سکنه دارد و دارای کارخانه ٔ ماهوت بافی و کارگاههای تهی
تاراسکنلغتنامه دهخداتاراسکن . [ ک ُ ] (اِخ ) مرکز بخشی است در ایالت بوش دو رن فرانسه که در 17هزارگزی آرل در ساحل یسار رود رن واقع است و 8885 تن سکنه دارد. تجارت صابون و روغن زیتون
تاراسالغتنامه دهخداتاراسا. [ تارْ را ] (اِخ ) یکی از شهرهای اسپانیا در «کتلونیه » ، در ایالت «برشلونه » (بارسلون )، 31000 تن سکنه دارد و دارای کارخانه ٔ ماهوت بافی و کارگاههای تهی