طادلغتنامه دهخداطاد. (ع ص ) گران از هر چه باشد. || شتر خواهان ماده . (منتهی الارب ). شتر مست . اشتر گشن خواه .
تادبفرهنگ مترادف و متضاد۱. ادبآموزی، فرهنگآموزی، فرهنگپذیری، فرهیختگی ۲. ادب آموختن ۳. باادب شدن، فریفته شدن
تادیبفرهنگ مترادف و متضاد۱. تنبیه، جزا، عذاب، عقوبت، کیفر، گوشمالی، مواخذه، مجازات ۲. ادب، اصلاح، تربیت، ۳. فرهیختن، تربیت کردن، ادب کردن، ۴. ادب آموختن