تعجیلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان ل، زود بودن، سحرخیزی، شتابزدگی، شتاب، سرعت، سراسیمگی، عجله، فعالیت تسریع، تندی، بلافاصلگی، بلادرنگی، فوریت، لحظهای بودن سبقت، پیشدستی▼ تبادر
تأجیللغتنامه دهخداتأجیل . [ ت َءْ ] (ع مص ) فرمان دادن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). || مهلت دادن . (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (ترجمان علامه جرجا
تاجیکستانلغتنامه دهخداتاجیکستان . [ ک ِ ] (اِخ ) جمهوری شوروی درآسیا، کوچکترین بخش دولت اتحاد جماهیر شوروی سابق . دارای 1175000 سکنه (که آنان را تاجیک نامند). بین ازبکستان و افغانستا
تأجیللغتنامه دهخداتأجیل . [ ت َءْ ] (ع مص ) فرمان دادن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). || مهلت دادن . (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (ترجمان علامه جرجا
مؤجللغتنامه دهخدامؤجل . [ م ُ ءَج ْ ج ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از تأجیل . دوا کننده ٔ درد گردن که از ناهمواری بالین بود. (آنندراج ). آن که مدارا می کند اجل را یعنی دردی که از ناهم
نساءةلغتنامه دهخدانساءة. [ ن ُ ءَ ] (ع اِ) تأخیر. (از المنجد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). درنگ . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). تأجیل .
نسیئةلغتنامه دهخدانسیئة. [ ن َ ءَ ] (ع اِ) درنگ و تأخیر. (صراح ) (از منتهی الارب ). درنگی و تأخیر. (ناظم الاطباء).تأخیر. (اقرب الموارد) (المنجد). نساءة. تأجیل . (از المنجد).
تأقیتلغتنامه دهخداتأقیت . [ ت َءْ ] (ع مص ) (از «أق ت » و «وق ت ») معین کردن وقت . (منتهی الارب ) (آنندراج )(ناظم الاطباء). وقت نهادن . (دهار). توقیت . (زوزنی ).تأجیل . (از اق