تاتیلغتنامه دهخداتاتی . (اِ) تیره ای از شعبه ٔ جباره ٔ ایل عرب از ایلات خمسه ٔ فارس . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 87).
تأتیفرهنگ انتشارات معین(تَ أَ تّ) [ ع . ] (مص ل .) 1 - آماده شدن ، حاصل گشتن کار، دست دادن ، فراهم آمدن . 2 - رفق و نرمی کردن .
تعتیلغتنامه دهخداتعتی . [ ت َ ع َت ْ تی ] (ع مص )نافرمانی کردن . (تاج المصادر بیهقی ). بزرگ کردن و درگذشتن از حد. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). استکبار و درگذشتن
تعطیلغتنامه دهخداتعطی . [ ت َ ع َطْ طی ] (ع مص ) عطا خواستن . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || مرتکب کاری گردیدن . (منتهی الار
تأتیلغتنامه دهخداتأتی . [ ت َ ءَت ْ تی ] (ع مص ) آماده شدن و حاصل گشتن کار. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ). آماده شدن کار. (اقرب الموارد). || رفق و نرمی کردن
تأتیلغتنامه دهخداتأتی . [ ت َ ءَت ْ تی ] (ع مص ) آماده شدن و حاصل گشتن کار. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ). آماده شدن کار. (اقرب الموارد). || رفق و نرمی کردن