تابع خودهمبستگیautocorrelation functionواژههای مصوب فرهنگستانتابعی که تغییرات همبستگی مقادیر مختلف یک سری زمانی نامربوط به دو نقطۀ زمانی به فاصلۀ معین را نمایش میدهد
تابعفرهنگ مترادف و متضاد۱. رام، فرمانبردار، مطیع، منقاد ≠ سرکش، نافرمان ۲. بسته، پیرو، دنبالهرو، طرفدار، وابسته، هواخواه ≠ پیشوا ۳. تبعه ۴. چاکر ۵. فرعی ۶. تابعه ۷. تابعی ≠ متغیر ۸. مت
تابعفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. پیرو؛ پیرویکننده؛ دنبالکننده.۲. مطیع.۳. (اسم) هریک از مسلمانانی که صحابی را دیده و از آنان پیروی کرده باشد؛ تابعی.۴. [مجاز] تحت تٲثیر.
خودهمبستهنگاشتautocorrelogramواژههای مصوب فرهنگستاننمودار نیمة مثبت جابهجاییهای زمانی تابع خودهمبستگی ردّ لرزهها