تابعینفرهنگ انتشارات معین(بِ) [ ع . ] (اِ.) جِ تابع . 1 - تابعان . 2 - آنان که اصحاب رسول را دیده باشند.
تابعینلغتنامه دهخداتابعین .[ ب ِ ] (ع ص ، اِ) جمع تابع در حالت نصبی و جری . || (اِخ ) به اصطلاح محدثین جماعت مسلمانان که بیکی یا بیشتری از اصحاب رسول اﷲ صلی اﷲ علیه و آله و سلم مل
تابعیتفرهنگ مترادف و متضاد۱. تبعه، قومیت، ملیت ۲. اطاعت، انقیاد، فرمانبرداری، پیروی، تبعیت ≠ سرکشی، نافرمانی
سالملغتنامه دهخداسالم .[ ل ِ ] (اِخ ) ابن محرزبن ابی هریره از تابعین است . صبیعبن صهیب از او روایت کند. رجوع به ابوعمر شود.
اویسفرهنگ نامها(تلفظ: oveys) (در اعلام) نام یکی از عارفان و پارسایان و تابعین صدر اسلام ، مشهور به اویس قرنی .
خارفیلغتنامه دهخداخارفی . [ رِ ] (اِخ ) علأبن عوازالخارفی از تابعین بوده است . وی از ابن عمرو روایت دارد و ابواسحاق الهمدانی از او روایت کند. (انساب سمعانی ).