تابعهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. = تابع۲. [قدیمی] خادمه.۳. (اسم) [قدیمی] در باور قدما، پری یا جنی که همزاد و همراه انسان است.
تابعهلغتنامه دهخداتابعه . [ ب ِ ع َ ] (ع ص ، اِ) مؤنث تابع. || جنی که عاشق انسان و همراه او باشد. (منتهی الارب ). || خادمه . (المنجد).
سینوا چشمهواژهنامه آزاداز محلات تابعه بخش سینوا از شهرستان چالوس است که آزادراه تهران-شمال، جادۀ چالوس و رودخانۀ چالوس از کنار آن می گذرد و به علت وجود چشمه های فراوان به این نام مشهو
کارینافرهنگ نامها(تلفظ: kārinā) چهارمین سرزمین از سرزمینهای تابعهی پارت که به واسطهی ولات [جمعِ والی] اداره میشدهاند.