۱. پیرو؛ پیرویکننده؛ دنبالکننده.
۲. مطیع.
۳. (اسم) هریک از مسلمانانی که صحابی را دیده و از آنان پیروی کرده باشد؛ تابعی.
۴. [مجاز] تحت تٲثیر.
پیرو، پردازه
۱. رام، فرمانبردار، مطیع، منقاد ≠ سرکش، نافرمان
۲. بسته، پیرو، دنبالهرو، طرفدار، وابسته، هواخواه ≠ پیشوا
۳. تبعه
۴. چاکر
۵. فرعی
۶. تابعه
۷. تابعی ≠ متغیر
۸. متاثر، تاثیرگیرنده، تحت تاثیر
ancillary, citizen, dependency, dependent, subject, subordinate