تاببازیگویش اصفهانی تکیه ای: senjowle طاری: tâw طامه ای: tâb طرقی: čandeli کشه ای: tâb نطنزی: jelenjele
تاب خوردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. درپیچ وتاب شدن ۲. تاب بازی کردن ۳. دور زدن ۴. بهنوسان درآمدن، نوسان داشتن، مرتعض شدن