تائیدنلغتنامه دهخداتائیدن . [ دَ ] (مص ) صبر کردن و از این مصدر جز بتا صیغه ٔ مفرد امر حاضر دیده نشده است . رجوع به بتائیدن شود : تکاپوی مردم بسود و زیان بتاء و مگر [ د ] هرسویی ت
تاْزیْدَگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی حمله کردن ، هجوم بردن ، هَجْمه ، حرکت با سرعت با اسب و الاغ
تائیدنلغتنامه دهخداتائیدن . [ دَ ] (مص ) صبر کردن و از این مصدر جز بتا صیغه ٔ مفرد امر حاضر دیده نشده است . رجوع به بتائیدن شود : تکاپوی مردم بسود و زیان بتاء و مگر [ د ] هرسویی ت
تاییدنلغتنامه دهخداتاییدن . [ دَ ] (مص ) تائیدن . گذاردن . صبر کردن : بتا؛ بگذار. رجوع به تائیدن در همین لغت نامه شود.
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن محمدبن ابراهیم بن الخطاب الخطابی بستی . مکنی به ابوسلیمان از اولاد زیدبن الخطاب برادر عمربن الخطاب . و این نسبت را ابوعبید هروی و اب