تئینلغتنامه دهخداتئین . [ ت ِ ](فرانسوی ، اِ) ماده ای است شبیه به کافئین که از چای گیرند. الکالوئید عصاره ٔچای . و رجوع به چای و گیاه شناسی گل گلاب ص 204 شود.
تعینفرهنگ مترادف و متضاد۱. تشخص، تمکن ۲. بزرگی ۳. امتیاز ۴. نگرش ۵. بهچشم دیدن ۶. تشخص یافتن، تمکن یافتن
طعینلغتنامه دهخداطعین . [ طَ ] (ع ص ) مجروح و درخسته ٔ به نیزه . ج ، طُعن . || طاعون زده . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
تعینفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (فلسفه) به چشم دیدن چیزی و به یقین پیوستن.۲. لازم و محقق شدن امری یا چیزی.۳. بزرگی و دارایی پیدا کردن؛ جاه، مقام، و بزرگی داشتن.
چایفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (زیستشناسی) درختچهای با برگهای دندانهدار که معمولاً در نقاط معتدل و مرطوب میروید.۲. (زیستشناسی) برگهای این گیاه که دارای تئین، نئوفیلین، تانن، اسیدگال