طاولغتنامه دهخداطاو. [ وِن ] (ع ص ) طَو. گرسنه . (منتهی الارب ) (دهار). || گرسنه دارنده خود را. طاویة مثله فیهما. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || پیچنده . (دهار).
تاوفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. تابوطاقت: ◻︎ همی داد هر سال با سام ساو / که با وی بهرزمش نبُود هیچ تاو (فردوسی۲: ۱۵۹).۲. قدرت.
تئودوره ٔ سیریلغتنامه دهخداتئودوره ٔ سیری . [ ت ِ ءُ دُ رِ ی ِ ] (اِخ ) دانشمند مذهبی و تاریخ دان یونانی قرن پنجم در حدود سال 393 م . در انطاکیه متولد شد. وی شاگرد «تئودور موپسواستی » و ه
تئوریفرهنگ مترادف و متضاد۱. فرضیه، نظریه ۲. نظری ≠ عملی ۳. مبادی، مبانی، مجموعه ایدههاو مفاهیم تجریدی
تئوکراتفرهنگ مترادف و متضاد۱. خداسالار، دینسالار، طرفدار حکومت مذهبی، طرفداردینسالاری، معتقد به خداسالاری ≠ دموکرات ۲. اشرافسالار، الیگارش