تألیفیenharmonic 1واژههای مصوب فرهنگستانویژگی یکی از سه تتراکورد دانگهای موجود در موسیقی قدیم یونان که دو فاصلۀ پایین آن تقریباً ربع پرده است
حافظۀ تألیفیconstructive memoryواژههای مصوب فرهنگستانحافظهای که برخی اجزای آن از معلومات قبلی و اطلاعات عمومی فرد حاصل شده است، نه از آنچه از واقعه در یاد مانده است
تالیففرهنگ مترادف و متضاد۱. تدوین، تصنیف، جمعآوری، گردآوری، نگارش ۲. تدوین کردن، جمعآوری کردن، گردآوری کردن ۳. ایجاد الفت کردن ۴. دلجویی، استمالت، نوازش ۵. پیوند، ترکیب ۶. پیونددهی، الف
تالیف کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. کتابنوشتن، ۲. تدوین کردن، گردآوری کردن، فراهمآوردن، جمعآوری کردن ۳. سازوار کردن ۴. الفت دادن، دمساز کردن
اخلاصلغتنامه دهخدااخلاص . [ اِ] (اِخ ) تخلص چند تن از شعرای اخیر هندوستان است و یکی از آنان را تألیفی است به اسم پادشاه نامه بنظم فارسی و آن تاریخ شاه عالمگیر است . (قاموس الاعل
سیفی نیشابوریلغتنامه دهخداسیفی نیشابوری . [ س َ فی ِ ن َ ] (اِخ ) عوفی در لباب الالباب او را یاد کرده و نویسد: تألیفی ساخته است بصد عشق نامه که عاشق به معشوق نویسد در معانی و احوال که م
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن مطرف بن اسحاق القاضی المصری ، مکنی به ابوالفتح . وی در دولت مصریه بروزگار الحاکم میزیست و او را تآلیفی است در ادب ، ازجمله : کتاب ال
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ )ابن محمد سوسی ، مکنی به ابوالعباس . او راست تألیفی در طبقات صوفیه . وفات وی به سال 396 هَ .ق . بود.