تأسیساتلغتنامه دهخداتأسیسات . [ ت َءْ ] (ع اِ) ج ِ تأسیس رجوع به تأسیس شود. در تداول فارسی امروز، بنگاه ها و ساختمانها و مانند اینها. و رجوع به تأسیس شود. || تأسیسات قمر؛ در ن
تأسیسات دفعdisposal facilityواژههای مصوب فرهنگستانخاکچال یا زبالهسوز یا تأسیساتی مشابه آن که برای نگهداری یا تخریب پسماند جامد به کار میرود
تأسیسات الکتریکیelectrical installationواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای از تجهیزات الکتریکی متصلبههم و دارای مشخصههای هماهنگ و برای اهداف معین
تأسیسات ایستگاهstation amenities, station facilitiesواژههای مصوب فرهنگستانتجهیزات تأمین آب و برق و مواردی از این قبیل در ایستگاههای راهآهن
تأسیسات خدمات غذاییfood service establishmentواژههای مصوب فرهنگستانتأسیسات تجاری یا غیرتجاری عرضۀ مواد غذایی در محلی از زنجیرۀ توزیع که مصرفکننده غذا را از آنجا تحویل میگیرد
سامانۀ فرماندهی و نظارتcommand and control systemواژههای مصوب فرهنگستانتأسیسات و تجهیزات و ارتباطات و روشها و کارکنانی که برای طرحریزی و هدایت و واپایش عملیات محولشده برای فرماندهِ عملیات ضروریاند اختـ . سافون C2system