بی ملاحظگیدیکشنری فارسی به انگلیسیdisregard, inconsiderateness, indiscretion, nconsideration, recklessness, tactlessness, thoughtlessness
بی ملاحظگیلغتنامه دهخدابی ملاحظگی . [ م ُ ح َ / ح ِ ظَ / ظِ ] (حامص مرکب ) عدم التفات . عدم دقت . بی باکی . عدم تأمل و بصیرت . رجوع به ملاحظه شود.
بیِّگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی بیائید ، تشریف بیاوردید ، یک تعارف برای مهمان کردن کسی یا خانواده ای برای آمدن به خانه برای مهمانی یا آمدن به درون خانه است زمانی که دم در
inadvertencyدیکشنری انگلیسی به فارسیبی ادب بودن، غفلت، بی توجهی، بی ملاحظگی، سرسری، سهو، عدمتعمد، عدمتوبه، ندانستگی
inadvertenciesدیکشنری انگلیسی به فارسیبی تفاوتی، غفلت، بی توجهی، بی ملاحظگی، سرسری، سهو، عدمتعمد، عدمتوبه، ندانستگی
بیپرواییفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی پروایی، بی ملاحظگی، تندی، عجله، شجاعت، خطر، حماقت عملیات انتحاری