بی لطافتلغتنامه دهخدابی لطافت . [ ل َ / ل ِ ف َ ] (ص مرکب ) (از: بی + لطافت ) دور از لطافت و نرمی . که لطیف نیست . نامطبوع وزشت و درشت . (ناظم الاطباء). و رجوع به لطافت شود.
بیِّگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی بیائید ، تشریف بیاوردید ، یک تعارف برای مهمان کردن کسی یا خانواده ای برای آمدن به خانه برای مهمانی یا آمدن به درون خانه است زمانی که دم در
awkwardدیکشنری انگلیسی به فارسیبی دست و پا - به شکلی نامناسب، بی دست و پا، زشت، ناشی، غیر استادانه، بی لطافت، خامکار، سرهم بند، غیر ماهر
سخنلغتنامه دهخداسخن . [ س ُ خ ُ / س ُ خ َ / س َ خ ُ / س َ خ َ ] (اِ) سخون . پهلوی «سخون » «اونوالا 116» و «سخون » (کلمه ، لفظ، عبارت )، از اوستا «سخور» (اعلان ، نقشه و طرح ) (ب