صرفهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (نجوم) ستارهای روشن از قدر اول بر ذنب اسد که منزل دوازدهم ماه است: ◻︎ بیصرفه در تنور کن آن زر صرف را / کاو شعلهها به «صرفه» و عوا برافکند (خاقانی: ۱۳۴).۲.
زیاندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی بدون سود، ضررده، زیانآور، بینفعوفایده، بیصرفه، بیسکه بایر، بی ثمر ناموفق