بازیافتنفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. دوباره یافتن؛ پیدا کردن؛ چیز ازدسترفته را بهدست آوردن.۲. چیزی را بهآسانی و بیزحمت بهدست آوردن.
بهآسانیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) آسانی، بهنرمی، زود، بیزحمت، بهراحتی، بدون دردسر، بدون سختی مسلم، راحت، مفتی
بهدستآمدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ده، بهارث رسیده، موروثی، بادآورده، ازآبگرفته (بهآسانی و بیزحمت)، دریافتشده، گرفتهشده، مأخوذ