بیرنگفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی یرنگ، رنگپریده، مثلشیربرنج، کمرنگ، سفید، ناسالم خاکستری، کمنور، مرده
لکای بیرنگbleached shellac, bone dry bleached shellacواژههای مصوب فرهنگستانمحصول بیرنگ حاصل از رنگبَری صمغ لکای نارنجی
اتیلنفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهگازی بیرنگ، با بوی زننده، قابل اشتعال، و دارای شعلۀ بسیار که از تقطیر مواد آلی خصوصاً چربیها بهدست میآید و مادۀ اولیه در تهیۀ بسیاری از پلاستیکهاست.
استونفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهمایعی بیرنگ، فرّار، و قابل اشتعال که از تقطیر املاح اسیداستیک بهدست میآید و در تهیۀ رنگ و لاک به کار میرود. بسیاری از مواد را در خود حل میکند و به همین دلی
استیلنفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهگازی بیرنگ، سمّی، بدبو، قابل اشتعال، و دارای شعلۀ سفید بسیارروشن که برای روشنایی و جوشکاری فلزات به کار میرود؛ اتین.