مهمان بیخبررفتهdid not check out, DNCOواژههای مصوب فرهنگستانمهمانی که با هتل تسویهحساب کرده، اما بدون اطلاع به پیشخان مهمانخانه را ترک کرده است متـ . بیخبررفته
بیخبرفرهنگ مترادف و متضاد۱. بیاطلاع، غافل ۲. ناآگاه، ناهشیار ≠ آگاه، مخبر ۳. سرزده، ناخبر، ناگهان ۴. ناآگاهانه
مهمان بیخبررفتهdid not check out, DNCOواژههای مصوب فرهنگستانمهمانی که با هتل تسویهحساب کرده، اما بدون اطلاع به پیشخان مهمانخانه را ترک کرده است متـ . بیخبررفته
غافل گیرفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهناگهانی و بیخبر. غافلگیر شدن: (مصدر لازم) [مجاز] بهطور ناگهانی و بیخبر در حالتی پیشبینینشده قرار گرفتن.