بیادبفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی مؤدب، بینزاکت، بیتربیت، بیاتیکت، عزیزکرده، نُنُر، لوس، ببه، بچه، بچهننه، نازپرورده، وِل، پاچهورمالیده، بیحیا ناسلوک، بد، سرکش، گست
بیادب بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی دب بودن، نزاکت نداشتن، اسائۀادب کردن، خام بودن، بدرفتاریکردن، دفع کردن، احترام نگذاشتن، تشر زدن، ترشرو بودن
بیادبیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی ادبی، بیاحترامی، فقدان تربیت، خامی، بیسیاستی، بیملاحظگی، بچهبازی، اسائۀ ادب
بیادبیفرهنگ مترادف و متضاد۱. بیانضباطی، بیتربیتی، بیفرهنگی، نافرهیختگی ۲. پررویی، جسارت، دریدگی، گستاخی، وقاحت ۳. نااهلی، ناخلفی ۴. نامردمی ≠ فرهیختگی، آدابدانی