بیهینلغتنامه دهخدابیهین . (ص نسبی ) بهین . (السامی فی الاسامی ص 108). بهتر. || تندرو. (ناظم الاطباء).
بهینفرهنگ مترادف و متضاد۱. بهترین، بهینه، خوب، نیکو ۲. گزیده، منتخب ۳. بهترین، نیکوترین ۴. حلاج، نداف
بیدینفرهنگ مترادف و متضادبیکیش، خدانشناس، فاسق، کافر، لامذهب، مرتد، مشرک، ملحد ≠ خداشناس، دیندار، مومن