بین السورینلغتنامه دهخدابین السورین . [ ب َنَس ْ سو رَ ] (ع ق مرکب ) میان دو باروی شهر. || (اِخ ) نام یکی از محلات بزرگ کَرْخ در بغداد است . در این محله گنجه های کتابهائی که وزیر بهاءا
طغرللغتنامه دهخداطغرل . [ طُ رِ / رُ ] (اِخ ) ابن ارسلان ، السلطان الاعظم رکن الدنیا و الدین معز الاسلام و المسلمین ، ابوطالب طغرل بن ارسلان قسیم امیرالمؤمنین (طغرل ثالث ) (573
ازللغتنامه دهخداازل . [ اَ زَل ل ] (ع ص ) مرد شتاب . || آنکه بر پیشانی اثر شکستگی یا زائد از شجّه دارد. (منتهی الارب ). || آنکه ران و سرونش لاغر باشد. لاغرسرین . (مهذب الاسماء)
اذرمةلغتنامه دهخدااذرمة. [ اَ رَ م َ ] (اِخ ) از دیار ربیعه ، قریه ایست قدیم و آنرا حسن بن عمربن الخطاب التغلبی از صاحب وی بستد و قصری آنجا بکرد و آنرا استوار ساخت . احمدبن الطیب
کونستهلغتنامه دهخداکونسته . [ ن َ ت َ / ت ِ ] (اِ مرکب ) (از: کون + استه ). استخوان کون . (فرهنگ فارسی معین ). || جفته و سرین وکفل آدمی را گویند. (برهان ). کونه . سرین را گویند وق
ابیوردیلغتنامه دهخداابیوردی . [ اَ وَ ] (اِخ ) محمدبن احمد الأبیوردی الکوفنی و کوفن یکی از قراء ابیورد است و یاقوت گوید: ابوالمظفر محمدبن ابی العباس احمدبن محمد ابی العباس احمدبن