بینندگانلغتنامه دهخدابینندگان . [ ن َن ْ دَ / دِ ] (اِ) ج ِ بیننده . بینایان . نگاه کنندگان .و ناظران . || چشم ها. دیدگان : به بینندگان آفریننده رانبینی ، مرنجان دو بیننده را. فردوس
نظارلغتنامه دهخدانظار. [ ن ُظْ ظا ] (ع ص ، اِ)بینندگان . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). تماشاچیان . (ناظم الاطباء). ج ِ ناظر. رجوع به ناظر شود : به دشت برشد روزی به صید کردن و من ز
پانتومیمفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنوعی نمایش همراه با موسیقی که در آن بازیگران سخن نمیگویند و مفاهیم را به یاری حرکات و حالتهای چهره و بدن به بینندگان خود منتقل میکنند.