بیناتلغتنامه دهخدابینات . [ ب َی ْ ی ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ بَیّنة. (منتهی الارب ). روشن کنندگان و حجتهای روشن و گواهان صادق و این جمع بینة است . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) : و ان یکذ
بنات نعش کبریلغتنامه دهخدابنات نعش کبری . [ ب َ ت ِ ن َ ش ِ ک ُ را ] (اِخ ) هفت اورنگ مهین . رجوع به ذیل هفت اورنگ شود.
برناتلغتنامه دهخدابرنات . [ ب ُ ] (اِخ ) (جبل الَ ...) کوه پیرنه ، در لهجه ٔ عربهای اندلس . رجوع به پیرنه شود.