بیمفرهنگ مترادف و متضاداضطراب، پروا، ترس، ترسکاری، تشویش، جبن، خارخار، خلجان، خوف، رعب، فزع، محابا، مخافت، نگرانی، واهمه، وحشت، وهم، هراس، هول، هیبت ≠ رجا
بیمدیکشنری فارسی به انگلیسیalarm, angst, apprehension, chill, dismay, dread, fear, trouble, worriment, worry
بیملغتنامه دهخدابیم . (اِ) ترس و واهمه . (برهان ). ترس . (شرفنامه ٔ منیری ). خوف و به لفظ کشیدن و بردن و داشتن و کردن ودادن و آوردن مستعمل است . (از بهار عجم ) (غیاث اللغات ).
منذرلغتنامه دهخدامنذر. [ م ُ ذِ ] (ع ص ) بیم کننده . (دهار) (مهذب الاسماء). ترساننده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (غیاث ). آگاه سازنده و پنددهنده و آنکه می ترساند. (ناظم الاطباء)
نذیرفرهنگ نامها(تلفظ: nazir) (عربی) (در اعلام) از القاب پیغمبر اکرم (ص) برگرفته از قرآن کریم ؛ (در قدیم) ترساننده ، بیم دهنده ، در مقابلِ بَشیر .