بیماریفرهنگ مترادف و متضاددرد، دردمندی، رنجوری، عارضه، علت، علیلی، کسالت، مرض، مریضی، ناخوشی ≠ سلامت، صحت
بیماریدیکشنری فارسی به انگلیسیaffection, complaint, disease, disorder, ill, illness, malady, patho-, sickness
بیماریفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهرنجوری؛ ناخوشی؛ مرض. بیماری ارثی: (پزشکی) هریک از بیماریهایی که بهوسیلۀ پدرومادر یا اجداد به فرد منتقل میشود. بیماریهای زُهرَوی: (پزشکی) بیماریهای مقاربتی،
آسمفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهبیماری مزمن تنفسی ناشی از آلرژی که باعث تنگی نفس و سرفههای شدید میشود.
نایژهفراخیbronchiectasisواژههای مصوب فرهنگستانبیماری مزمن گشاد شدن نایژهها که با تنفس بدبو همراه است