بیلولغتنامه دهخدابیلو. (اِخ ) دهی است از دهستان کام فیروز که در بخش اردکان شهرستان شیراز واقع و دارای 381 تن سکنه است . (فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7).
بیلوالغتنامه دهخدابیلوا. [ ] (ترکی ، اِ) داروفروش . (شرفنامه ٔ منیری ) (آنندراج ). داروفروش و دواساز و عطار. (ناظم الاطباء). در برهان با «پ » آمده است و ظاهراً مصحف پیلور (پیله و
بیلوار کامیارانلغتنامه دهخدابیلوار کامیاران . [ بیل ْ ] (اِخ ) دهستان بخش کامیاران شهرستان سنندج است و 14000 تن سکنه دارد. (از دائرة المعارف فارسی ).
بیلوارلغتنامه دهخدابیلوار. [ بیل ْ ] (اِخ ) دهستان بخش حومه ٔ شهرستان کرمانشاه و 28000 تن سکنه دارد. (از دائرة المعارف فارسی ).
بیلورلغتنامه دهخدابیلور. [ وَ ] (ص مرکب ، اِ مرکب ) بیلوا.بیله ور صورتی است از پیله ور. رجوع به پیله ور شود.
بیلوروسلغتنامه دهخدابیلوروس . (اِخ ) بلوروس . روس سفید. روسیه . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به روسیه ٔ سفید شود.
بیلوالغتنامه دهخدابیلوا. [ ] (ترکی ، اِ) داروفروش . (شرفنامه ٔ منیری ) (آنندراج ). داروفروش و دواساز و عطار. (ناظم الاطباء). در برهان با «پ » آمده است و ظاهراً مصحف پیلور (پیله و
بیلوار کامیارانلغتنامه دهخدابیلوار کامیاران . [ بیل ْ ] (اِخ ) دهستان بخش کامیاران شهرستان سنندج است و 14000 تن سکنه دارد. (از دائرة المعارف فارسی ).