بیضیلغتنامه دهخدابیضی . [ ب َ / ب ِ ] (از ع ، اِ) منحنیی (مسدود) واقع دریک صفحه که مجموع فواصل هر نقطه ٔ آن از دو نقطه ٔ ثابت (موسوم به دو کانون بیضی ) واقع در آن صفحه مقدار ثاب
بیضیلغتنامه دهخدابیضی . [ ب َ / ب ِ ] (از ع ، اِ) رطوبتی است سفید و شفاف مانند سفیدی بیضه ٔ مرغ در میان چشم مابین پرده ٔ عنبیه و عنکبوتیه . (غیاث ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء).
بیزیلغتنامه دهخدابیزی . (اِخ ) ابن گودرز. بیزن . بیژن . (ایران باستان ج 3 ص 2577). رجوع به بیژن شود.
بیضی اختلافمنظرparallactic ellipseواژههای مصوب فرهنگستانبیضی کوچکی که جابهجایی سالانۀ هر ستارۀ نزدیک به خورشید را نسبت به ستارههای دور براثر اختلافمنظر ناشی از حرکت انتقالی زمین نشان میدهد
بیضی جریانcurrent ellipseواژههای مصوب فرهنگستاننمایش نگاشتاری یک جریان چرخان که در آن بردارهای شعاعی و زوایای برداری جهت و سرعت جریان را در زمانهای مختلف یک چرخة کشندی نشان میدهند
بیضی شفقیauroral ovalواژههای مصوب فرهنگستانمنطقهای بیضیشکل واقع در مرکز قطب مغناطیسی زمین که گسیلهای شفقی در آن روی میدهد
بیضی ناهمسانگردیellipse of anisotropy, ellipsoid of anisotropyواژههای مصوب فرهنگستانسطح همپتانسیلِ بیضیشکلِ پیرامون چشمة جریان نقطهای در محیط همگن ناهمسانگرد
بیضیوار پخflattened ellipsoid, oblate ellipsoidواژههای مصوب فرهنگستانبیضیوار حاصل از دَوران یک بیضی حول یکی از محورهایش بهطوریکه قطر دایرۀ استوای آن از طول محور دَوران بیشتر باشد
بیضی اختلافمنظرparallactic ellipseواژههای مصوب فرهنگستانبیضی کوچکی که جابهجایی سالانۀ هر ستارۀ نزدیک به خورشید را نسبت به ستارههای دور براثر اختلافمنظر ناشی از حرکت انتقالی زمین نشان میدهد
بیضیوارellipsoidواژههای مصوب فرهنگستان[ریاضی] رویهای که مقطع آن با هر صفحهای بیضی یا دایره است [زیستشناسی- شاخۀ علوم گیاهی] ویژگی بخش یا اندامی به شکل تخممرغ متقارن در گیاهان که در دو انتها بهط