بیشرففرهنگ مترادف و متضاد۱. بیآبرو، بیحیثیت، بیعرض، بیعزت، بیشرافت ۲. بیناموس، نانجیب ≠ شریف ۳. پست، رذل
بی شرفدیکشنری فارسی به انگلیسیdishonest, dishonorable, rapscallion, rascal, rogue, scapegrace, unprincipled, unscrupulous, villain
بی شرفلغتنامه دهخدابی شرف . [ ش َ رَ ] (ص مرکب ) (از: بی + شرف ) بی حرمت . بی آبرو. بی عرض . بی ناموس . (ناظم الاطباء). فرومایه . مایه ٔ ننگ و عار. رجوع به شرف و ترکیبات آن شود.
آدم بیشرففرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی آشغال، باجخور، لوطی، گردنکلفت، شرخر، لات، نامرد، قاتل، دیوانه
dishonorدیکشنری انگلیسی به فارسیناامید کننده، رسوایی، ننگ، ابروریزی، بیشرفی، نکول، پستی، بی احترامی کردن به، تجاوز کردن به عصمت، ننگین کردن، خوار کردن