بیشترینهلغتنامه دهخدابیشترینه . [ ت َ ن َ / ن ِ ] (ص عالی ، اِ مرکب ) اکثر. بیشترین : و خدای تو ای محمد خداوند فضل و رحمت است و لیکن بیشترینه ٔ ایشان شکر نمی گزارند. (تفسیر ابوالفتو
ذوفضللغتنامه دهخداذوفضل . [ ف َ ] (ع ص مرکب ) خداوند فضل . خداوند بخشایش : ولکن اﷲ ذوفضل علی العالمین . (قرآن 2 / 251). در ترجمه ٔ آن ابوالفتوح رازی آرد: ولکن خدای خداوند فضل است
شبلغتنامه دهخداشب . [ ش َ ] (اِ، ق ) مدت فاصله ٔ از غروب آفتاب تا طلوع صبح صادق . (از فرهنگ نظام ). لیل . (برهان قاطع) (بهار عجم ) (آنندراج ). قرار داشتن قسمتی ازکره ٔ زمین اس