بیسهgangplank, browواژههای مصوب فرهنگستانالواری که بهعنوان پل بین شناور و ساحل از آن استفاده میکنند
بیسهلغتنامه دهخدابیسه . [ س َ ] (اِخ ) دهی از دهستان گوده است که در بخش بستک شهرستان لار واقع و دارای 105 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).
عوارض بیسهplankageواژههای مصوب فرهنگستانهزینهای که در صورت استفاده از بیسه برای تخلیه و بارگیری شناورها دریافت میشود
عوارض بیسهplankageواژههای مصوب فرهنگستانهزینهای که در صورت استفاده از بیسه برای تخلیه و بارگیری شناورها دریافت میشود
تسلغتنامه دهخداتس . [ ت َ ] (اِ) طپانچه و سیلی باشد. (برهان ) (ناظم الاطباء). طپانچه باشد. (فرهنگ جهانگیری ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ) (از فرهنگ رشیدی ) : رخ اعدات از تس نک
ختنلغتنامه دهخداختن . [ خ ُ ت َ] (اِخ ) بنابر قول یاقوت ختن که گاهی با تشدید تاء نیز می آید نام ولایتی است بزیر کاشغر و در پشت یوزَکَند. که از بلاد ترکستان بشمار می آید این ولا