بیرقواژهنامه آزادبیرق که همان پرچم یا نمادی گفته میشود که طایفه وعشایر عرب از ان برای اعلام حضور خود استفاده میشود ضمنا هر طایفه بیرق مخصوص بارنگ وشکل خود را دارند
بیرقفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهپارچهای سفید یا رنگین که بر آن نقشی باشد و بر سر چوب کنند و علامت یک کشور، دسته، یا حزب باشد؛ پرچم؛ علم؛ رایت.
بیرق دارفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهکسی که بیرق در دست میگیرد و پیشاپیش دستهای از سربازان یا جمعی از مردم حرکت میکند.
بیرق دارفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهکسی که بیرق در دست میگیرد و پیشاپیش دستهای از سربازان یا جمعی از مردم حرکت میکند.
بیرقدارلغتنامه دهخدابیرقدار. [ ب َ / ب ِ رَ ] (نف مرکب ) دارنده ٔ بیرق . دارنده ٔ اختر و درفش . علمدار. حامل لواء. حامل بیرق .