بی خیالدیکشنری فارسی به انگلیسیairy, freewheeling, frivolous, happy-go-lucky, insouciant, light, lightheaded
بدخیاللغتنامه دهخدابدخیال . [ ب َ ] (ص مرکب ) بدگمان .(فرهنگ فارسی معین ). سَی َّءالظن . (یادداشت مؤلف ).
بدخیالیلغتنامه دهخدابدخیالی . [ ب َ ] (حامص مرکب ) بدگمانی . (فرهنگ فارسی معین ). سؤظن . (یادداشت مؤلف ).