بیت العنکبوتلغتنامه دهخدابیت العنکبوت . [ ب َ تُل ْ ع َ ک َ ] (ع اِ مرکب ) نسیج الرطیلا. (اقرب الموارد). خانه ٔ عنکبوت که از تارهای بسیار تنک و باریک و ناپایدار بافته شده است : و اِن او
بیت المالفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. [مجاز] اموال عمومی متعلق به دولت اسلامی.۲. خزانۀ دولت اسلامی.
بیت الغزلواژهنامه آزادشاه بیت را نمی توان برای غزل به کار برد.همه شعرها شاه بیت دارند اما به شاه بیت غزل؛تنها بیت الغزل می گویند.
خانه ٔ عنکبوتلغتنامه دهخداخانه ٔ عنکبوت . [ ن َ/ ن ِ ی ِ ع َ ک َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) بیت عنکبوت . نسج عنکبوت . پرده ٔ عنکبوت . (مهذب الاسماء). ابر کاکیا. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). بی
عنکبوتلغتنامه دهخداعنکبوت . [ ع َ ک َ ] (ع اِ) تننده . (منتهی الارب ). کرتینه . (ناظم الاطباء). کرم معروف که بفارسی آن را تننده گویند. (آنندراج ). جانوری است کوچک ، که از لعاب خود
ابرکاکیالغتنامه دهخداابرکاکیا. [ اَ ب َ ] (اِ) تنیده ٔ عنکبوت . نسج عنکبوت . کارتُنک . تنسته . دام عنکبوت . خانه ٔ عنکبوت . بیت العنکبوت . تار عنکبوت . کره . کرتینه . و آنرا ابرکاکی
وشعلغتنامه دهخداوشع. [ وُ ش ُ ] (ع ص ) خانه ٔ تننده . (منتهی الارب ). خانه ٔ عنکبوت . (مهذب الاسماء) (از اقرب الموارد). بیت العنکبوت . (المنجد) (از اقرب الموارد).
بروتلغتنامه دهخدابروت . [ ب ُ ] (اِ) سبلت یعنی موی لب . (غیاث ). مجموع مویهای لب برین . شارب . (بحر الجواهر). دَرَز. سِبا. سِبالة. سبلتان . سبلة. سبیل . سَودَل . شارب : تیز در ر