بیتالغتنامه دهخدابیتا. [ ب َ ] (هزوارش ، اِ) به لغت زند و پازند بمعنی خانه است که بعربی بیت خوانند. (از برهان قاطع). هزوارش بیتا ، پهلوی «خانک » (= خانه )... بیتا (خانه ). (از ح
بی تادیکشنری فارسی به انگلیسیincomparable, individual, inimitable, matchless, nonpareil, one-off, peerless, singleton, singular, unapproachable, unique, unparalleled
بی تالغتنامه دهخدابی تا. (ص مرکب ، ق مرکب ) بدون تا و چین . رجوع به تا شود. || یکتا. فرد. بی مانند. (فرهنگ فارسی معین ). بی عدیل . بی نظیر. بی همال . بی کفو : از لئیمان به طبع بی