بیباکیفرهنگ مترادف و متضادبیپروایی، تهور، جرات، جسارت، دلاوری، زرنگی، شجاعت، شهامت، گستاخی، نترسی ≠ ترس، جبن
بی باکیلغتنامه دهخدابی باکی . (حامص مرکب ) شجاعت . دلاوری . تهور : پادشا گشت آرزو بر تو ز بی باکی توجان و دل بایدت داد این پادشا را باژ وساو. ناصرخسرو.هرچه بر تو آید از ظلمات و غم
بیباکفرهنگ مترادف و متضادبیپروا، بیهراس، پردل، جسور، دلاور، دلیر، سعتری، شجاع، شیردل، گستاخ، متهور، مترس ≠ ترسو، جبون، هراسناک